
درد یعنیـ بزنیـ دستـ بهـ انکار خودتـ عاشقشـ باشیـ وافسوسـ گرفتار خودتـ درد یعنیـ کهـ نماندنـ بهـ صلاحشـ باشد بگذاریـ برود ! آه ... بهـ اصرار خودتـ !...
ادامه مطلب
تاریکیـ شبو دوسـ دارمـ اخهـ اشکامـ تو تاریکیـ مشخصـ نمیشهـ...
ادامه مطلب
ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪﺑﺮﺍﯼِ ﺷﺐﻫﺎﺕ ﻗﺼّﻪﺑﺮﺍﯼ ﻗﺼﻪﻫﺎ ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﺩﻟﯿﻞِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺷﺮﯾﮏِ ﺑﻐﺾﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢﺑﻪ ﻃﺮﺯِ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﮐﺸﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪﺟﺰ ﺩﺭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺷﻌﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ … ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ …...
ادامه مطلب